ترجمه "lixo" به فارسی
زباله, اشغال, مواد خارجی بهترین ترجمه های "lixo" به فارسی هستند.
lixo
-
زباله
nounA xente adoitaba tirar lixo nas rúas, non poñía o cinto de seguridade, fumaba dentro dos edificios públicos.
مردم عادت داشتند زباله را به خیابان پرتاب کنند، از کمربند استفاده نکنند، داخل ساختمانهای عمومی سیگار میکشیدند.
-
اشغال
noun masculine -
مواد خارجی
noun -
ناپاکی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lixo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lixo
-
زباله
nounSe a sinala, os ficheiros borraranse permanentemente no canto de ser deitados no Lixo
اگر علامت زده شود ، پروندهها به جای اینکه در لاوک زباله جای بگیرند برای همیشه حذف میشوند
عباراتی شبیه به "lixo" با ترجمه به فارسی
-
کوسه بلعنده برگیپولک
-
کوسه بلعنده پایینباله
-
کوسه بلعنده
-
هرزنامه
-
سنباده
-
زباله جمعکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن