ترجمه "maxistrado" به فارسی

دادرس, رئیس کلانتری بهترین ترجمه های "maxistrado" به فارسی هستند.

maxistrado
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادرس

    funcionario público, normalmente xuez ou con potestade de xuez

    O seu avó era maxistrado, un home ancián.

    پدربزرگش یک دادرس بود، مردی مسن.

  • رئیس کلانتری

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maxistrado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "maxistrado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه