ترجمه "medio" به فارسی
در وسط, دل, قسمت وسط بهترین ترجمه های "medio" به فارسی هستند.
medio
adjective
adverb
masculine
دستور زبان
-
در وسط
nounTodos estes verbos teñen en común as consoantes postas no medio como piares.
تمام اینها مشترک هستند در حروف بی صدایی که در وسط مانند ستون نشسته اند.
-
دل
noun -
قسمت وسط
noun
-
ترجمه های کمتر
- میانه
- واسطه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " medio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "medio" با ترجمه به فارسی
-
طبل · پرده گوش · گوش میانی
-
سطح آبهای آزاد
-
سطح آبهای آزاد
-
واقع در میان · وسطی
-
میانگین حسابی
-
میانگین متحرک
-
محیط کشت
-
قضیه مقدار میانگین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن