ترجمه "mestre" به فارسی
آموزگار, آموزاننده, استاد بهترین ترجمه های "mestre" به فارسی هستند.
mestre
-
آموزگار
nounComo mestre, interiorizei esta mensaxe.
به عنوان یک آموزگار، این پیام را درونی کرده ام.
-
آموزاننده
noun -
استاد
nounO meu mestre de gráficos por ordenador amosounos estes cortos.
استاد گرافیک رایانهام این فیلمهای کوتاه فوقالعاده را نشانم داد.
-
ترجمه های کمتر
- اموزگار
- دبیر
- رهبر ارکستر
- مدرس
- مربی
- معلم
- یاد دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mestre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mestre" با ترجمه به فارسی
-
عملکردهای اصلی
-
کاپلمایستر
-
کلید اصلی
-
زیرساختار اصلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن