ترجمه "mordomo" به فارسی
ناظر ترجمه "mordomo" به فارسی است.
mordomo
-
ناظر
nounXebná era o mordomo que estaba “á fronte da casa do rei”, probablemente Ezequías.
شِبنای مباشر احتمالاً «ناظر کاخ سلطنتی» حِزْقیای پادشاه بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mordomo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mordomo" با ترجمه به فارسی
-
شهرداران کاخها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن