ترجمه "moza" به فارسی
دختر, زید, بانو بهترین ترجمه های "moza" به فارسی هستند.
moza
-
دختر
nounCon isto transmitían unha mensaxe que só as mozas deberían cociñar, non os nenos.
بنابراين به نحوى ارسالگر اين پيام بودند كه تنها دخترها قراره آشپزى كنند؛ پسرها نه.
-
زید
noun -
بانو
noun
-
ترجمه های کمتر
- بچه
- جوجه
- خانم
- دختر دهقان
- دخترک
- عروسک
- کدبانو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "moza" با ترجمه به فارسی
-
نوکر · کج کلاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن