ترجمه "nena" به فارسی
بچه, فرزند, کر بهترین ترجمه های "nena" به فارسی هستند.
nena
noun
feminine
دستور زبان
-
بچه
noun feminineNon é compasivo deixar que un neno quede con tal dor.
اين اصلاً خوشايند نيست ، بذارن يه بچه از يه همچين دردي زجر بکشه.
-
فرزند
nounCada un dos estudantes aos que tiven o honor de ensinar é o meu neno.
هر دانش آموزی که من افتخار درس دادن به او در کلاسم را داشتهام فرزند من است.
-
کر
adjective -
کودک
nounPor exemplo, os nenos autistas non teñen bocexo contaxioso.
کسانی که برای همدردی کردن مشکل دارند، مثل کودکان اوتیستیک، واگیر خمیازه هم ندارند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nena " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن