ترجمه "nervio" به فارسی
عصب, عصب محیطی بهترین ترجمه های "nervio" به فارسی هستند.
nervio
noun
masculine
دستور زبان
-
عصب
noun masculine(Risas) Vou buscar o teu nervio ulnar, que debería estar por aquí.
( خنده) میخواهم عصب اولنار تو را پیدا کنم، که احتمالا در اینجاهاست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nervio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nervio
-
عصب محیطی
conxunto de fibras nerviosas
اضافه کردن مثال
اضافه کردن