ترجمه "neve" به فارسی
برف, barf, برف بهترین ترجمه های "neve" به فارسی هستند.
neve
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
برف
nounEstiveron alí en febreiro, e nevou moito o febreiro pasado.
آنها در ماه فوریه اونجا بود، و فوریه سال گذشته برف سنگینی اومد.
-
barf
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " neve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Neve
-
برف
nounنزولات آسمانی
Estiveron alí en febreiro, e nevou moito o febreiro pasado.
آنها در ماه فوریه اونجا بود، و فوریه سال گذشته برف سنگینی اومد.
تصاویر با "neve"
عباراتی شبیه به "neve" با ترجمه به فارسی
-
برفدانه · تگرگ
-
زنجیر چرخ
-
برف باريدن
-
نوادا
-
نوادا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن