ترجمه "novo" به فارسی

now, تازه, جدید بهترین ترجمه های "novo" به فارسی هستند.

novo adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • now

    adjective
  • تازه

    adjective

    Nalgunhas parte do cerebro, máis do 20% das células son novas.

    در برخی قسمت های مغز بیش از ۲۰ درصد سلول ها تازه تشکیل شده اند.

  • جدید

    adjective

    Temos que crear unha nova marca para o quecemento global tal e como moitos de vostedes suxeriron.

    بیایید برای گرمایش زمین نام تجاری جدید تعریف کنیم، همانطور که بسیاری از شماها پیشنهاد کردهاید.

  • نو

    adjective

    E precísase un tempo para xerar novas neuronas que acaden as súas funcións normais.

    و تا عصبهای نو دوباره تولید شوند زمانبر است، که به عملکردی طبیعی برسند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " novo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "novo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "novo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه