ترجمه "ovario" به فارسی

تخمدان, تخمدان بهترین ترجمه های "ovario" به فارسی هستند.

ovario
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخمدان

    noun

    Mais dous anos despois, a Kathleen diagnosticáronlle un cancro de ovario en estado avanzado.

    ولی دو سال بعد، سرطان پیشرفته تخمدان کتلین تشخیص داده شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ovario " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ovario
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخمدان

    noun

    Mais dous anos despois, a Kathleen diagnosticáronlle un cancro de ovario en estado avanzado.

    ولی دو سال بعد، سرطان پیشرفته تخمدان کتلین تشخیص داده شد.

اضافه کردن

ترجمه های "ovario" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه