ترجمه "pato" به فارسی
اردک, مرغابی, بت بهترین ترجمه های "pato" به فارسی هستند.
pato
noun
masculine
دستور زبان
-
اردک
nounPor exemplo, se vos pido que fagades coincidir os pingüíns co mesmo número de patos, poderiades facelo contando.
برای مثال، اگر من به شما بگویم که به تعداد این پنگوئنها اردک میخواهیم، شما با شمارش این کار را انجام میدهید.
-
مرغابی
nounCluster Pato Selvaxeobject name (optional
خوشۀ مرغابی وحشیobject name (optional
-
بت
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pato
-
مرغابیسانان
-
مرغابی
Cluster Pato Selvaxeobject name (optional
خوشۀ مرغابی وحشیobject name (optional
عباراتی شبیه به "pato" با ترجمه به فارسی
-
تنجه
-
اردک طوقی
-
اردک سرسیاه کوچک
-
تایپدهی اردکی
-
مرغابی سیاه آمریکایی
-
آنقوت
-
اردک قهوه ای
-
کاکایی صخرهنشین پاقرمز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن