ترجمه "permitir" به فارسی

اجازه دادن, روا کردن, مجاز کردن بهترین ترجمه های "permitir" به فارسی هستند.

permitir
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجازه دادن

    Verb

    Permitir que as conexóns sen invitación controlen o escritorio

    & اجازه دادن به تماسهای ناخوانده برای کنترل رومیزی‌

  • روا کردن

    verb
  • مجاز کردن

    verb
  • ندیده گرفتن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " permitir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Permitir
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجازه

    noun

    Permite que calquer programa poida manterse na bandexa do sistema

    اجازه می‌دهد هر کاربردی در سینی سیستم نگهداری شود

عباراتی شبیه به "permitir" با ترجمه به فارسی

  • سلب کردن · قدغن کردن · منع کردن
اضافه کردن

ترجمه های "permitir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه