ترجمه "poder" به فارسی
امکان داشتن, انرژی, توانستن بهترین ترجمه های "poder" به فارسی هستند.
poder
verb
دستور زبان
-
امکان داشتن
-
انرژی
nounNon podo fitalos e dicirlles que existe unha solución
من نمی توانم راه حلی در رابطه با بحران انرژی،
-
توانستن
noun
-
ترجمه های کمتر
- زور
- قادر بودن
- قدرت
- نیرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Poder
-
قدرت
nounPero a maioría das posicións de poder e prestixio están ocupadas por homes.
ولی اکثر مواضع قدرت و اعتبار در دست مردانست.
عباراتی شبیه به "poder" با ترجمه به فارسی
-
قوه قضائیه
-
قوه قانونگذاری · قوه مقننه · مجلس شورای ملی · مجلس قانونگذاری
-
قوه مجریه
-
اصل تفکیک قوا
-
چطور می توانم
-
قدرت خرید
-
برابری قدرت خرید
-
اختیار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن