ترجمه "praza" به فارسی
میدان, میدان بهترین ترجمه های "praza" به فارسی هستند.
praza
verb
-
میدان
nounEntón, ao día seguinte, fixen unha reunión na praza principal e viñeron algunhas mulleres.
روز بعد یک جلسه در میدان اصلی گذاشتم و چند زن آمدند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " praza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Praza
-
میدان
nounEntón, ao día seguinte, fixen unha reunión na praza principal e viñeron algunhas mulleres.
روز بعد یک جلسه در میدان اصلی گذاشتم و چند زن آمدند.
عباراتی شبیه به "praza" با ترجمه به فارسی
-
تفرج · تفریح · سفر تفریحی · گردش
-
لذت
-
انجمن · بازار · محفل
-
میدان تیانآنمن
-
سال نجومی
-
فرجه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن