ترجمه "proba" به فارسی

آزمون, اثبات, برهان بهترین ترجمه های "proba" به فارسی هستند.

proba
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمون

    noun

    Debe escoller un ficheiro onde estexa gardado o rexistro, antes de comezar coas probas de regresión

    ممکن است پرونده‌ای را برگزینید که قبل از اینکه آزمون برگشتی آغاز شود ، محتوای ثبت ذخیره می‌شود!

  • اثبات

    noun feminine

    Debería ter a oportunidade de probar a súa lealdade.

    بايد براي اثبات وفاداريش يک شانسي بهش بدين.

  • برهان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Proba
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادله اثبات دعوی

عباراتی شبیه به "proba" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "proba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه