ترجمه "proceso" به فارسی
دستگاه فرعی, دعوی قضایی, روند بهترین ترجمه های "proceso" به فارسی هستند.
proceso
noun
masculine
دستور زبان
-
دستگاه فرعی
noun -
دعوی قضایی
noun -
روند
Nounتناوب انجام کار
Pero as forzas do proceso mesmo te manteñen no sitio.
اما روند حرکت با نیروی خودش شما را با خود میبرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proceso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Proceso
-
فرآیند
nounA resistencia é un proceso biolóxico inevitable, pero nós somos os responsables de aceleralo.
مقاومت یک فرآیند بیولوژیکی اجتنابناپذیر است، اما مسئولیت تسریع آن بر دوش ما است.
عباراتی شبیه به "proceso" با ترجمه به فارسی
-
ضمیمه · پیوست
-
زائده غرابی
-
فرآیند بیدررو
-
فرآیند همحجم
-
نظریه کنترل
-
خروج بصورت آرام
-
احضار نمودن
-
فرآیند ترمودینامیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن