ترجمه "recordo" به فارسی
خاطره, ره اورد, سوغات بهترین ترجمه های "recordo" به فارسی هستند.
recordo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
خاطره
nounDudo que a ninguén lle guste a guerra, pero si que hai tamén bos recordos.
فکر نکنم کسي از جنگ لذت ببره ، اما خاطره هاي خوبي هم بود.
-
ره اورد
noun -
سوغات
noun -
یادگاری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recordo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "recordo" با ترجمه به فارسی
-
بیدار شدن · مستغرق شدن در · یاداور شدن · یاداوری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن