ترجمه "rei" به فارسی

شاه, پادشاه, بادشاه بهترین ترجمه های "rei" به فارسی هستند.

rei noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    clase de monarca

    Pensaba que ser rei significaba que podería facer o que quixese.

    فکر ميکردم شاه شدن يعني اينکه هر کاري خواستم بکنم.

  • پادشاه

    noun masculine

    Se te convertes en rei, vas ver moita.

    اگه پادشاه بشي ، از اين چيزا زياد ميبيني.

  • بادشاه

    noun masculine
  • پادِشاه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rei " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rei
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    Por que teima a túa nai en poñernos guapos para o Rei?

    چرا اينقدر مادرت داره خودشو ميکشه براي شاه خودمون رو خوشگل کنيم ؟

عباراتی شبیه به "rei" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rei" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه