ترجمه "rexistro" به فارسی
ثبت, رجیستری, ردیف بهترین ترجمه های "rexistro" به فارسی هستند.
rexistro
verb
-
ثبت
nounDebe escoller un ficheiro onde estexa gardado o rexistro, antes de comezar coas probas de regresión
ممکن است پروندهای را برگزینید که قبل از اینکه آزمون برگشتی آغاز شود ، محتوای ثبت ذخیره میشود!
-
رجیستری
-
ردیف
-
ترجمه های کمتر
- واقعه نگار
- واقعه نگاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rexistro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rexistro" با ترجمه به فارسی
-
ثبت پیشآمد
-
اختصاصی
-
علامت تجاری
-
رویدادنگاری
-
کاربر ثبت شده
-
ثبت داده
-
مدیریت رکوردهای پیغام ها
-
فایل ثبت انتقالات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن