ترجمه "semente" به فارسی

دانه, تخم, تُخم بهترین ترجمه های "semente" به فارسی هستند.

semente noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دانه

    noun feminine

    Non se mira unha semente de cenoura aos ollos como se mira un oso panda,

    شما به دانه ی هویج جوری که به یک خرس پاندا نگاه می کنید نمی نگرید،

  • تخم

    noun feminine

    Pero, como te sentirías se pedises unha mazá e non che desen máis que a semente da maceira?

    آیا این بدان معنی است که اگر شما از کسی سیبی بخواهید راضی خواهید شد که به شما تخم سیبی دهد؟

  • تُخم

  • ترجمه های کمتر

    • باضافه
    • بذر
    • بزر
    • نطفه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " semente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Semente
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بذر

    noun

    A Arca de Sementes Global de Svalbard é un agasallo marabilloso

    یخچال جهانی بذر اسوالبارد هدیه ایی شگفت انگیز است

عباراتی شبیه به "semente" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "semente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه