ترجمه "sen" به فارسی
بدون, بی بهترین ترجمه های "sen" به فارسی هستند.
sen
adposition
-
بدون
adpositionIsto fíxose tamén sen permiso pero a ninguén pareceu importarlle.
و اين كار هم بدون اجازه انجام شد، هرچند به نظر ميرسيد براي كسي اهميتي نداره.
-
بی
adpositionA clase media expándese a unha velocidade e escala sen precedentes na historia humana.
طبقه متوسط از نظرکمی وکیفی با سرعت به پیش می تازد که در تاریخ بشری بی سابقه است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sen" با ترجمه به فارسی
-
راست بین · عادل · منصفانه
-
متن ساده
-
چسبیده
-
شبکه بیسیم
-
حالت آفلاین
-
بی حادثه
-
محدود سازی معادل سیم دار
-
بیخانمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن