ترجمه "ser" به فارسی

بودن, است, باش بهترین ترجمه های "ser" به فارسی هستند.

ser verb noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بودن

    verb

    Eles perderon a vantaxe de ser os primeiros.

    آنها مزیت اول بودن رو از دست دادند.

  • است

    verb

    O home é o único animal que pode falar.

    انسان تنها حیوانی است که قادر به صحبت کردن است.

  • باش

    verb

    E de feito, o cerebro dun bebé parece ser o ordenador de aprendizaxe máis poderoso do planeta.

    و در واقع مغز بچه بهنظر میرسه که قویترین کامپیوتر یادگیری روی زمین باشه.

  • ترجمه های کمتر

    • بود
    • ترکیب موجود زنده
    • دربرداشتن
    • سازمان
    • سازواره
    • فرتاش
    • موجود زنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ser" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه