ترجمه "soro" به فارسی

خونابه, سرم, هاگینه بهترین ترجمه های "soro" به فارسی هستند.

soro
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خونابه

    noun
  • سرم

    noun

    O Dr. Erskine dixo que o soro non só afectaría aos meus músculos, senón tamén ás miñas células.

    دکتر ارسکین گفت اون سرم فقط روی ماهیچه هام اثر نمیذاره بلکه روی تمام سلول هام اثر میذاره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Soro
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هاگینه

عباراتی شبیه به "soro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "soro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه