ترجمه "ter" به فارسی
داشتن, نگه داشتن, مال خود دانستن بهترین ترجمه های "ter" به فارسی هستند.
ter
verb
دستور زبان
-
داشتن
verbColleron a un par dos meus rapaces que tiñan cámaras ocultas en bolsas de tela.
آنها چندتا از رفقاي من كه دوربين مخفي در كيفشون داشتن رو گرفتن.
-
نگه داشتن
verbÉ tan pequeno que non ten graxa dabondo para manter a calor.
اين نوزاد خيلي كوچك و ريز است و چربي كافي براي گرم نگه داشتن بدن خود ندارد.
-
مال خود دانستن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ter" با ترجمه به فارسی
-
تشنه هستم · تشنهام
-
شرایط مجوز نرم افزار Microsoft
-
شرایط مجوز
-
من سرطان دارم
-
من دیابت دارم
-
یک سوال دارم · یک پرسش دارم
-
غبطه خوردن · غرولند کردن · مضایقه کردن
-
گرسنه هستم · گرسنهام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن