ترجمه "ter" به فارسی

داشتن, نگه داشتن, مال خود دانستن بهترین ترجمه های "ter" به فارسی هستند.

ter verb دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • داشتن

    verb

    Colleron a un par dos meus rapaces que tiñan cámaras ocultas en bolsas de tela.

    آنها چندتا از رفقاي من كه دوربين مخفي در كيفشون داشتن رو گرفتن.

  • نگه داشتن

    verb

    É tan pequeno que non ten graxa dabondo para manter a calor.

    اين نوزاد خيلي كوچك و ريز است و چربي كافي براي گرم نگه داشتن بدن خود ندارد.

  • مال خود دانستن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ter" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه