ترجمه "terra" به فارسی

زمین, zamin, کره ذمین بهترین ترجمه های "terra" به فارسی هستند.

terra noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    noun

    Nos tempos de Noé, algúns anxos rebeláronse e baixaron á terra.

    در زمان نوح، برخی از فرشتگان نیز سرکشی کردند و به زمین آمدند.

  • zamin

    noun
  • کره ذمین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Terra proper feminine دستور زبان

Terra (planeta)

+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    proper

    Terra (planeta)

    As persoas que volveron a vivir na Terra reuníronse cos seus seres queridos.

    برای مثال، کسانی که روی زمین رستاخیز یافتند به آغوش عزیزانشان بازگشتند.

  • زمی

    noun proper

تصاویر با "terra"

عباراتی شبیه به "terra" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "terra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه