ترجمه "transplante" به فارسی

عضو پیوند شده, قلمه, پیوند بهترین ترجمه های "transplante" به فارسی هستند.

transplante noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عضو پیوند شده

    noun masculine
  • قلمه

    noun masculine
  • پیوند

    noun masculine

    Que pasaría se se lles transplantase parte dos microbios fecais dun doador san, esta estreliña na parte inferior, a estes pacientes?

    چه اتفاقی میافتد اگر ما مدفوع یک فرد سالم که در نقشه بصورت ستاره در پائین نشان داده شدهاند، به مدفوع این بیماران پیوند بزنیم؟

  • پیوند بافت

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transplante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Transplante
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیوند اندام

اضافه کردن

ترجمه های "transplante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه