ترجمه "tren" به فارسی

قطار, ترن بهترین ترجمه های "tren" به فارسی هستند.

tren noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قطار

    noun

    Así que, un día estaba nun tren tentando descifrar que regras rexen a configuración das pingas nunha fiestra.

    بنابراین یک روز، توی قطار نشستهام و سعی دارم از قوانین گرافیکی قطرات روی پنجره رمزگشایی کنم.

  • ترن

    noun masculine

    Agora o tren está chegando á terceira parada da liña 6.

    خوب حالا ترن در اينجا به سومين ايستگاه در خط شش ميرسه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tren " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tren"

عباراتی شبیه به "tren" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tren" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه