ترجمه "trigo" به فارسی
گندم, گندم بهترین ترجمه های "trigo" به فارسی هستند.
trigo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
گندم
nounیکی از غلات
Os alimentos que se producen son máis ou menos, millo, soia e trigo.
خوب، غذاهایی که تولید می شوند، کم و بیش، ذرت، سویا و گندم هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trigo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Trigo
-
گندم
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن