ترجمه "ver" به فارسی
دیدن, دیدَن, مشاهده بهترین ترجمه های "ver" به فارسی هستند.
ver
verb
دستور زبان
-
دیدن
verbVan ver que aumenta de volume ó redor de mil veces diante dos seus ollos.
درحال دیدن افزایش حجمش تا حدود هزار برابری در مقابل چشمهایمان هستیم.
-
دیدَن
-
مشاهده
nounA misión Galileo amosounos isto, máis nunca vimos ningunha columna.
ماموریت گالیله این را به ما اطلاع داد، اما هیچوقت تودهای مشاهده نکردیم.
-
نما
Divide a vista activa verticalmente en dúas vistas
شکافتن عمودی نمای فعال جاری به دو نما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ver" با ترجمه به فارسی
-
راه · راهرو · غلام گردش · لوله اب · محل عبور
-
نیمه تابستان · چله تابستان
-
آمدن · رسیدن
-
ویندوز ویستا
-
دید · دیدگاه · لحاظ · نظر · نقطه ثابت · نقطه نظر
-
مشاهده همه موارد
-
تغییر ساعت تابستانی
-
تغییر ساعت تابستانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن