ترجمه "vermello" به فارسی

سرخ, قرمز, بور بهترین ترجمه های "vermello" به فارسی هستند.

vermello adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخ

    adjective

    O coral vermello era moi prezado nos tempos bíblicos.

    مرجان سرخ در روزگار کتاب مقدّس بسیار پربها بود.

  • قرمز

    noun

    Mirei para o timbre vermello que estaba detrás de Joe, na parede de en fronte.

    به دکمه ی قرمز نگاه کردم خیلی دور از جو، روی دیوار مقابل.

  • بور

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ghermez
    • sorkh
    • سرخ جامه
    • قرمز رنگ
    • پارچه مخمل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vermello " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vermello"

عباراتی شبیه به "vermello" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vermello" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه