ترجمه "veterinario" به فارسی
دامپزشک, بیطار, دامپزشکی بهترین ترجمه های "veterinario" به فارسی هستند.
veterinario
-
دامپزشک
noun masculineQuen me chamaba era un veterinario do Zoo de Los Ángeles.
تماس از طرف یک دامپزشک از "باغ وحش لس آنجلس" بود.
-
بیطار
noun masculine -
دامپزشکی
médico especializado en tratar animais non humanos
Por que ningún dos meus amigos ou colegas médicos asistimos nunca a unha conferencia veterinaria?
چرا هرگز من یا یکی از دوستان پزشک و همکارم در یک کنفرانس دامپزشکی حضور نداشتیم؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veterinario " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "veterinario" با ترجمه به فارسی
-
دامپزشکی
-
دامپزشکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن