ترجمه "videoxogo" به فارسی
بازی ویدئویی, بازیهای رایانه بهترین ترجمه های "videoxogo" به فارسی هستند.
videoxogo
noun
masculine
دستور زبان
-
بازی ویدئویی
Algúns pacientes xogaron a un videoxogo no que conducían ao redor dunha vila.
وبرخی از این بیماران در یک بازی ویدئویی بازی کردند جایی که اونها دوروبریک شهر کوچک میگردند.
-
بازیهای رایانه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " videoxogo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "videoxogo" با ترجمه به فارسی
-
کنسول بازی
-
بازی تیراندازی
-
نقشآفرینی
-
بازی ویدئویی تکنفره
-
بازی Casual
اضافه کردن مثال
اضافه کردن