ترجمه "vivo" به فارسی
زنده, سرزنده بهترین ترجمه های "vivo" به فارسی هستند.
vivo
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
زنده
adjectivePodería reaccionar con calquera cousa humana, ou algo vivo, ou algo redondo.
شاید به همه اجزاء نوع بشر یا به هر چیز زنده یا هر چیز گرد واکنش نشون میده.
-
سرزنده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vivo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vivo" با ترجمه به فارسی
-
گروهی از موجودات زنده
-
بودن · زندگی کردن · زیست کردن · زیستن · موجود بودن · وجود داشتن
-
ارگانیسم
-
در ملبورن زندگی میکنم
-
اندامگان
-
به درازا کشیدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن