ترجمه "ya" به فارسی
خواهر, دختر, فرزند بهترین ترجمه های "ya" به فارسی هستند.
ya
-
خواهر
nounSai ta tambaye ta dalilin da ya sa take kuka.
یک روز آن خواهر دید که یِسیکا نمیتواند جلوی گریهٔ خود را بگیرد و دلیل آن را پرسید.
-
دختر
nounDaga baya, Sulemanu ya ƙyale ta ta tafi.
سلیمان بالاخره تسلیم شده، میگذارد دختر به روستایش برگردد.
-
فرزند
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ya " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ya" با ترجمه به فارسی
-
خارج از دفتر
-
مبانی Windows
-
بچه · فرزند · کر · کودک
-
داده های از بین رفته
-
میوه
-
حضور آفلاین
-
امضا ویروس
-
بَچِّه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن