ترجمه "Biskup" به فارسی

اسقف, اسقف, osqof بهترین ترجمه های "Biskup" به فارسی هستند.

Biskup
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • اسقف

    Biskup se pojavio na Bat micvi u trapericama bez guzova.

    اسقف برای بات میزواه شلور بودن خشتک پوشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Biskup " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

biskup masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • اسقف

    noun

    Koncil je sačinjavalo 2 933 svećenika, biskupa i kardinala.

    این شورا متشکل از ۲۹۳۳ کشیش، اسقف و کاردینال بود.

  • osqof

    noun masculine

تصاویر با "Biskup"

عباراتی شبیه به "Biskup" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Biskup" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه