ترجمه "baterija" به فارسی

باتری, چراغ قوه, باتری بهترین ترجمه های "baterija" به فارسی هستند.

baterija
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • باتری

    noun

    Ja moram promjeniti bateriju mog portabl radio aparata.

    باید باتری رادیوی پورتابل ام را عوض کنم.

  • چراغ قوه

    noun

    Bio sam običan Amer s baterijom i svojim snom.

    من يه آدم معمولي هستم با يه چراغ قوه و يه رؤيا.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baterija " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Baterija
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • باتری

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Ja moram promjeniti bateriju mog portabl radio aparata.

    باید باتری رادیوی پورتابل ام را عوض کنم.

عباراتی شبیه به "baterija" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "baterija" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه