ترجمه "glava" به فارسی
سر, کله, سَر بهترین ترجمه های "glava" به فارسی هستند.
glava
feminine
دستور زبان
-
سر
nouncefalički dio životinje
Nijedna nova glava neće se pojaviti na toj zvijeri prije njenog uništenja.
قبل از نابودی این وحش سر دیگری پدیدار نمیشود.
-
کله
nounMućnite glavom, pritajite se i nitko vam neće nauditi.
کله تون رو بکار بندازيد ، دروغ کمتر بگيد ، بهتون قول ميدم کمتر آسيب ببينيد.
-
سَر
noun feminineZmijina glava će biti odsijećena od tijela u pravo vrijeme.
در راه هدفمون ، سَر مار بريده خواهد شد.
-
فصل
nounNalazi se u Mateju, glava 13, gdje čitamo:
آن در کتاب متی فصل ١٣، است جائیکه ما می خوانیم:
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glava " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "glava"
عباراتی شبیه به "glava" با ترجمه به فارسی
-
سرخرگ سبات بیرونی
-
کلاهک جنگی
-
سرخرگ سبات مشترک
-
گردن زدن
-
بعد بالایی اسکن
-
شپش سر
-
سرخرگ سبات داخلی
-
سر بریدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن