ترجمه "postelja" به فارسی

بستر, رختخواب بهترین ترجمه های "postelja" به فارسی هستند.

postelja
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • بستر

    noun

    Kada budem na smrtnoj postelji, sjetiti ću se jedne priče više od svih drugih.

    وقتی من در بستر مرگم، یک داستان را بیشتر از بقيه به خاطر ميآورم.

  • رختخواب

    noun

    Nisi u postelji dovoljno piškio?

    به اندازه کافي تو رختخواب نشاشيدي ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " postelja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "postelja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه