ترجمه "putovanje" به فارسی

حرکت, سفر, مسافرت بهترین ترجمه های "putovanje" به فارسی هستند.

putovanje
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • حرکت

    noun neuter

    Hajdemo pratiti putovanje milijuna čepova koji dođu do mora.

    بگذارید مسیر حرکت میلیونها درپوش را ردیابی کنیم که به خودی خود سر از دریا درمی آورد.

  • سفر

    noun neuter

    Nakon oslobođenja, bio je nadahnut za putovanje zemljama nad kojima je vladao lamanski kralj.

    بعد از آزادی الهام یافت که به سرزمینی سفر کند که پادشاه لامانیان حکومت می کرد.

  • مسافرت

    noun neuter

    Ovo je moje prvo putovanje, prvi puta u životu nalazim se izvan zidina Gaze.

    این اولین مسافرت من است٬ اولین بار در زندگیام که خارج از دیوارهای غزه هستم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " putovanje " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Putovanje
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • مسافرت

    noun

    Putovanje je za mene nešto kao biti zaljubljen, jer su iznenada sva čula upaljena.

    مسافرت، برای من شبیه عاشق بودن است، زیرا ناگهان تمامی حواستان روی آن تنظیم میشود.

عباراتی شبیه به "putovanje" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "putovanje" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه