ترجمه "rima" به فارسی

شعر, قافیه, نظم بهترین ترجمه های "rima" به فارسی هستند.

rima
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • شعر

    noun

    On je za nas memorirao rimu.

    او برای ما یک شعر را حفظ کرده.

  • قافیه

    noun
  • نظم

    noun

    Tiberije se pobrinuo da se poslovi vode nepristrano i dosljedno, kako u Rimu tako i izvan njega.

    تیبریوس اطمینان حاصل میکرد که امور داخل و خارج از روم با بیطرفی و نظم به انجام رسند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rima " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rima
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • قافیه

    noun

    poezija bez metra i rime,

    شعر بدون قافیه و وزن

عباراتی شبیه به "rima" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rima" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه