ترجمه "Munka" به فارسی

کار, کار, شغل بهترین ترجمه های "Munka" به فارسی هستند.

Munka
+ اضافه کردن

مجاری-فارسی فرهنگ لغت

  • کار

    noun

    (közgazdaság)

    A festő új festékeket vásárolt a munka megkezdése előtt.

    آن نقاش قبل از کار رنگهای تازه خرید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Munka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

munka noun دستور زبان
+ اضافه کردن

مجاری-فارسی فرهنگ لغت

  • کار

    noun

    A festő új festékeket vásárolt a munka megkezdése előtt.

    آن نقاش قبل از کار رنگهای تازه خرید.

  • شغل

    noun

    tevékenység

    De ők is sikeresek lesznek a vállalkozói munkában.

    اما آنها نیز در شغل کارآفرینی موفق می شوند.

  • تمرين

    noun

    A mai összes kemény munka a következő szombaton fog kifizetődni.

    همه اين تمرين هاي سخت براي شنبه آينده هست

  • ترجمه های کمتر

    • فعالیت فیزیکی
    • كار

عباراتی شبیه به "Munka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Munka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه