ترجمه "pollen" به فارسی

گرده, دانههاي گرده, ريزهاگها بهترین ترجمه های "pollen" به فارسی هستند.

pollen
+ اضافه کردن

مجاری-فارسی فرهنگ لغت

  • گرده

    noun

    Ez egy méh lába, amire rá van ragadva egy pollen egy mályváról.

    اين پاي يك زنبور است كه گرده هاي گياه پنيرك به ان چسبيده است

  • دانههاي گرده

    noun
  • ريزهاگها

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pollen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pollen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pollen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه