ترجمه "seb" به فارسی
زخم, جراحت, زخمها بهترین ترجمه های "seb" به فارسی هستند.
seb
noun
دستور زبان
-
زخم
nounLátja, hogy a kutyának ekkora seb van a lábán.
دید که این سگ یک زخم بزرگی روی پاش دارد.
-
جراحت
Ha ez a meggondolatlan személy keresztény testvér vagy testvérnő, „a tőrszúrás” ejtette seb igen mély lehet.
اگر این فرد بیملاحظه یک خواهر یا برادر مسیحی باشد ‹جراحت ضرب› میتواند حتی عمیقتر باشد.
-
زخمها
Látja, hogy a kutyának ekkora seb van a lábán.
دید که این سگ یک زخم بزرگی روی پاش دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Seb
-
زخم
nounLátja, hogy a kutyának ekkora seb van a lábán.
دید که این سگ یک زخم بزرگی روی پاش دارد.
عباراتی شبیه به "seb" با ترجمه به فارسی
-
ترومای گلوله
-
سوختگیها
-
زخم چاقو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن