ترجمه "Apel" به فارسی

سیب, سیب, سيب بهترین ترجمه های "Apel" به فارسی هستند.

Apel
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیب

    noun

    میوه سردسیری

    Semua apel yang jatuh dimakan oleh babi.

    تمام سیب هایی که می افتند توسط خوک ها خورده شده اند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Apel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

apel noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیب

    noun

    Semua apel yang jatuh dimakan oleh babi.

    تمام سیب هایی که می افتند توسط خوک ها خورده شده اند.

  • سيب

    Kita bisa pergi untuk minum kopi dan pai apel dan licorice.

    ميتونيم بريم قهوه و پاي ـه سيب و شيرين بيان بخوريم.

  • مردمک چشم

    noun
  • [[سیب]]

تصاویر با "Apel"

عباراتی شبیه به "Apel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Apel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه