ترجمه "Bayi" به فارسی

نوزاد, بچه, کودک بهترین ترجمه های "Bayi" به فارسی هستند.

Bayi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوزاد

    noun

    بچه تازه به دنیا امده

    Bayi ini sangatlah mungil, dia tidak memiliki banyak lapisan lemak untuk menghangatkan tubuhnya.

    اين نوزاد خيلي كوچك و ريز است و چربي كافي براي گرم نگه داشتن بدن خود ندارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bayi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bayi noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun

    انسان بسیار جوان، از هنگام تولد تا یکسالگی

    Dan kenyataannya, otak bayi sepertinya adalah komputer pembelajar paling luar biasa di dunia.

    و در واقع مغز بچه بهنظر میرسه که قویترین کامپیوتر یادگیری روی زمین باشه.

  • کودک

    noun

    Tentu saja bayi memberikan mainan ke ibunya sewaktu mereka tak dapat memainkannya.

    البته که کودکان اسباب بازیهایشان را به مادرشان میدهند وقتی نمیتوانند آنها را به کار بیاندازند.

  • نوزاد

    noun

    Hal ini mungkin dapat dikembangkan untuk menolong keselamatan bayi.

    شاید در کمک به بقای نوزاد، شکل گرفته است.

  • ترجمه های کمتر

    • خواهر
    • طفل

تصاویر با "Bayi"

عباراتی شبیه به "Bayi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bayi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه