ترجمه "Berlabuh" به فارسی
لنگر انداختن, پهلوگرفتن, محکم شدن بهترین ترجمه های "Berlabuh" به فارسی هستند.
Berlabuh
-
لنگر انداختن
verbKenapa mereka berlabuh diluar Sinuessa?
واسه چی بیرون سینوسا لنگر انداختن ؟
-
پهلوگرفتن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Berlabuh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
berlabuh
-
محکم شدن
verb
عباراتی شبیه به "Berlabuh" با ترجمه به فارسی
-
بندر داخلی
-
langargâh · اسکله · ایستگاه راه آهن · بازخانه · بندر · بندرگاه · دیوار ساحلی · شهر ساحلی · لنگرگاه · مخزن مهمات · موقعیت · پناهگاه
-
دراز شدن · دراز کردن · محکم شدن
-
اتصال و پهلوگیری فضاپیما
-
پایگاه فضایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن