ترجمه "Biskuit" به فارسی
بیسکویت, بيسکويت, بیسکویت بهترین ترجمه های "Biskuit" به فارسی هستند.
Biskuit
-
بیسکویت
nounGrandma.com penuh dengan resep biskuit dan petunjuk mandi dalam sekejap.
Grandma.com دستورپخت بیسکویت و راه و روش دوش گرفتن بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Biskuit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
biskuit
-
بيسکويت
nounSeorang bocah memberiku biskuit Ritz dengan potongan hati dan bilang " canapés ".
يک بچه اومد و يه بيسکويت با جگر خرد شده بهم داد و گفت که اين پيش غذاست
-
بیسکویت
nounGrandma.com penuh dengan resep biskuit dan petunjuk mandi dalam sekejap.
Grandma.com دستورپخت بیسکویت و راه و روش دوش گرفتن بود.
-
شیرینی
nounmemberikan ia biskuit saat seolah ia menyukai biskuit,
اگه شیرینی دوست داشت به او شیرینی ميدادن
-
کلوچه
nounJeff, jangan bawa biskuit jahe!
جف ، کلوچه زنجبیلی برندار!
اضافه کردن مثال
اضافه کردن