ترجمه "Domba" به فارسی

گوسفند, گوسفند, میش بهترین ترجمه های "Domba" به فارسی هستند.

Domba
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسفند

    noun

    گونهای از گوسفندسانان

    Maka, Habel mempersiapkan beberapa ekor domba untuk dipersembahkan.

    پس هابیل از گلهٔ خود چند گوسفند را آمادهٔ قربانی کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Domba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

domba noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسفند

    noun

    Maka, Habel mempersiapkan beberapa ekor domba untuk dipersembahkan.

    پس هابیل از گلهٔ خود چند گوسفند را آمادهٔ قربانی کرد.

  • میش

    noun
  • قوچ

    noun

    Tidak tahu apa-apa lagi yang dapat mencairkan tanduk domba jantan.

    چیز دیگه ای نمیشناسم که بتونه شاخ یه قوچ رو ذوب کنه.

تصاویر با "Domba"

عباراتی شبیه به "Domba" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Domba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه