ترجمه "Emas" به فارسی
طلا, طلا, زر بهترین ترجمه های "Emas" به فارسی هستند.
Emas
-
طلا
nounنوعی فلز واسطه ارزشمند
Emas ini adalah yang tersisa dari bangsaku.
اين قطعه طلا تمام چيزيه که از مردم من باقي مونده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Emas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
emas
noun
-
طلا
nounAlkitab menunjukkan bahwa koral sangat berharga dengan menyebutkannya bersamaan dengan emas, perak, dan batu safir.
کتاب مقدّس هنگام اشاره به قیمت مرجان، آن را همچون طلا، نقره و یاقوت کبود توصیف میکند.
-
زر
noun -
[[زر]]
تصاویر با "Emas"
عباراتی شبیه به "Emas" با ترجمه به فارسی
-
گوساله سامری
-
زرگر
-
زرگر · طلاساز
-
نسبت طلایی
-
شاخ طلایی
-
گوساله سامری
-
ماهی طلایی · ماهی قرمز
-
بستهبندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن